اشتباهات در طراحی سایت

۷ تصور اشتباه در طراحی سایت که منجر به خراب شدن طراحی سایت شما می شود

۷ تصور اشتباه رایج در طراحی سایت

زمانی که من یک طراح تازه کار بودم اشتباهات زیادی مرتکب می شدم. من اغلب بر این باور غلط بودم که  “هنوز تجربه زیادی ندارم تا چیزهای بهتری یاد بگیرم”. من هنوز هم خیلی چیزها رو نمی دونم. اما، من همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید در مورد طراحی هستم و میخوام بدانم که کدام تصورات از پیش پنداشته ام درست و یا (کاملا) اشتباه هستند. این مقاله هم برای همین نوشته شده. من میخوام هفت اشتباه رایج و تاثیر گذار در طراحی سایت که هنوز در طراحی سایت ها می بینم رو برای شما عزیزان نام ببرم.

متاسفانه، اشتباهات طراحی مثل موارد زیر، سایت رو به سمت کیفیت طراحی و تجربه کاربری هر چه ضعیف تر می برن. ما میتوانیم با جلوگیری از وقوع این اشتباهات، با اخذ تصمیمات هوشمندانه تر، طراحی با کیفیت تری داشته باشیم.

با ادامه این مقاله مفید با ما همراه باشید

۱. صفحه اصلی (خانه) شما مهمترین صفحه سایت شماست

برای مدت طولانی، مردم بر این باور بودند که صفحه اصلی یا خانه، مهمترین صفحه یک وب سایت هستش. کمی به گذشته برگردیم، ممکن هستش این موضوع برای زمانی بوده که خانه واقعا به عنوان صفحه اصلی سایت و دسته بندی اصلی و سرشاخه در جهت هدایت کاربران به سایر صفحات استفاده می شد. اما دیگه این موضوع به شکل قبل مطرح نیست. روش مرور و حتی یافتن صفحات وب سایت ها به شکل دراماتیکی تغییر کرده. بیشتر، بازدید کننده ها با استفاده از یک لینک، به صورت مستقیم به صفحه مورد نظر وارد میشند و کلا صفحه اصلی رو در این مسیر نمی بینند. این دسترسی و مسیر مستقیم به سایر صفحات به صورت عمده، نتیجه سئو یا لینک به اشتراک گذاشته شده در شبکه های اجتماعی و … هستش.

امروزه، صفحات اصلی با یک هدف اصلی طراحی و ارایه میشن: هدایت شما به محتوا، محتوای سایت هر چیزی میتونه باشه. صفحه اصلی در سایت هایی که همیشه به روز و پر از مطالب جدید هستند، مثل زومیت یا دیجیاتو، نوشته های محبوب و یا چند نوشته آخر از چند دسته بندی محبوب رو به نمایش میگذاره. همچنین سایت هایی وجود دارند که محصول و یا سرویس ارایه می کنند. در هر دو مورد، کاربران برای مرور صفحه اصلی وارد سایت نشدند، بلکه اونها برای مرور صفحه مورد نظرشون وارد سایت شدند. کاربران اونجا هستند تا مطالعه یا خرید کنند. بعد اینکه، سرویس های آنلاینی مثل پنل های ارسال پیامک و ایمیل و… وجود دارند که کاربران تمایل دارند تا بیشتر از برنامه تحت وب مورد نظر  استفاده کنند تا مرور صفحات وب سایت. و همچنین صفحات اصلی خیلی از وب سایت ها رو هم دیگه بعد از ورود مشاهده نخواهید کرد، مثل فیسبوک، اینستاگرام، توییتر.

با مرور برخی از ویترین های منابع طراحی مثل Dribbble, Behance یا Awwwards میتونید تعداد زیادی نمونه از صفحات اصلی سایت های عالی و خلاقانه رو مشاهده کنید. هیچ ایرادی در داشتن یک صفحه اصلی شیک و کارا نیست. هرچند، یک نکته رو خیلی رُک باید به شما بگم:

صفحه اصلی یک وب سایت، در مقایسه با سایر صفحات، به اندازه ی آنها مهم نیست!

۲. مینیمالیسم تنها راه رسیدن به سادگی است

“مینیمالیسم” یک سبک هستش، در حالی که “سادگی” در مورد حس کلی و کارایی یک نرم افزار و یا وب سایت هستش. یک طراحی پیچیده و گران قیمت میتونه ساده پیاده سازی بشه. هدف از سادگی این نیست که از حداقل المان ها از قبیل المان های بصری در رابط کاربری UI، فعل و انفعالات، تعاملات و مراحل استفاده کنیم.

استیون سینوفسکی در این مقاله توضیح میده که طراحی مینیمالیستی سطح بصری (عناصر ظاهری) یک طراحی رو کاهش میده، در حالیکه طراحی ساده (که استیون اون رو طراحی “بى اصطکاک” (صاف و هموار) نامگذاری می کنه)  باعث کاهش انرژی مورد نیاز UX خواهد شد.

بگذارید برای نمونه از UX یک فرم تعاملی مثل یک فرم اخذ نمایندگی، دارای تعداد زیادی فیلد، بدون داشتن لیبل، فقط دارای Placeholder استفاده کنیم. همه ما با این الگوی افتضاح آشنایی داریم. پس با کم کردن عناصر بصری، (در این مورد نذاشتن لیبل) هرقدر تعامل مینیمال شود همانقدر پر کردن فرم برای کاربران گیج کننده خواهد بود. اضافه کردن یک عنصر UI (لیبل) و حتی اضافه کردن یک مثال در خارج از محدوده Placeholder به تعداد عناصر UI اضافه خواهد کرد. اما، تعامل برای کاربر ساده تر، راحت تر و قابل درک تر خواهد شد. این مثال یک تفکیک عالی بین مینیمالیسم (بدون لیبل) و سادگی (با لیبل) هستش.

۳. گزینه های منو و لینک ها را محدود و کم کنید.

افراد زیادی تئوری جورج میلر (ذهن انسان میتونه ۷ بیت (±۲ bit) از اطلاعات رو در یک آن دنبال کنه) رو بد تعبیر می کنن و اون رو اشتباه متوجه میشند. این تئوری هنوز صحیح هستش ولی این تئوری منحصر به وضعیت ادراکی مرتبط با حافظه کوتاه مدت هستش. یه جورایی این تئوری راه خودش رو به طراحی وب باز کرده، مخصوصا در رابطه با منو ها، لینک سازی ها و به طور کلی ناوبری وب سایت ها.

علاوه بر این، تحقیقاتی توسط بَری شوارتز (Barry Schwartz) در رابطه با محدود کردن تعداد انتخاب ها انجام و منتشر شده. تحقیقات آقای شوارتز به انتخاب یک محصول اشاره داشت. این تحقیقات، به برند مرباهایی که انتخاب های مختلف در پیش روی خریدار میگذاشت اشاره داشت که باعث می شد مشتریان سخت تر از بین اونها انتخاب، تایید و در نهایت خرید کنند. احتمال خرید مربا از یک برند که با انتخاب های کمتری ارایه می شد، توسط مشتریان به میزان قابل توجهی بالاتر از سایر مرباها بود. این مورد میتونه در محدوده وسیعی مثل:صنعت خودرو، موبایل، لوازم خانگی و یا حتی فرم اشتراک در خبرنامه سایت ها اعمال بشه. هنوز کلید اصلی ماجرا محصول هستش.

کار اصلی گزینه های ناوبری در یک وب سایت این است که به کاربران برای مرور در محصولات و خدماتی که وب سایت به کاربران پیشنهاد می کند، کمک کند.

 

هیچکدام از دو تحقیق بالا هیچ ارتباطی با ناوبری (منوها و لینک ها) ندارند. کار اصلی گزینه های ناوبری در یک وب سایت این هستش که به کاربران برای مرور و گشت و گذار در محصولات و خدماتی که وب سایت به کاربران پیشنهاد می کنه، کمک کنه. به سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) برگردیم، جَرِد اسپول (Jared Spool) مطلبی در مورد وب سایت های غنی از لینک (Link-rich websites) نوشته که در مورد سایت هایی با تعداد زیادی لینک و صفحه بود. اون در این مقاله از نسخه قدیمی سایت داو (Dove) برای رسوندن منظورش استفاده کرده بود، هرچند وب سایت تغییر کرده، ولی نتیجه گیری ثابت باقی مونده. در مقایسه با منو و ناوبری صفحه اصلی، صفحه “نقشه سایت” (Site Map) برای کاربران بسیار کاربردی تر بود. دلیل این امر این بود که صفحه نقشه سایت به کاربران اجازه می داد لینک صفحه محصول مورد نظر خودش رو به صورت مستقیم ببینند و پیدا کنند.

ناوبری میتونه بزرگ بشه اما هنوز این اجازه رو به کاربران میده تا به صورت مستقیم و راحت تر به چیزی که دنبالش هستند برسند. ناوبری خوب هیچوقت صفحات رو از دید مخفی نمیکنه. در عوض، اونها رو در دسته بندی های منظم و یکسان قرار میده تا کاربران بتونن اونها رو راحت تر پیدا کنند. حالا، اگر دسته بندی ها ضعیف ایجاد بشند این گزینه هیچ کمکی به کاربران نخواهد کرد. و نتیجه اینکه:

مخفی کردن صفحات از ناوبری (منو، لینک ها) به نفع کاربران نیست!

۴. دسترسی به هیچ چیزی نباید بیش از ۳ کلیک بیانجامد

در تعاملات کامپیوتری، یک قانون به نام “قانون سه کلیک” وجود داره که این قانون به دستگاه های موبایل بسط داده شده با نام “دو لمس” (Two Taps). مطالعات مختلفی در این زمینه انجام شده و این مطالعات ثابت کردند که این قوانین ساختگی هستند.

کاربران و بازدید کنندگان به تعداد دقیق کلیک و لمس کردن، اهمیتی نمیدن. اونها به اطلاعاتی که به دنبال اون می گردند اهمیت میدند، اونها به این اهمیت میدن که کاری که در حال انجام اون در سایت شما هستند رو تمام کنند. علاوه بر این، کلیک کردن تا رسیدن به اطلاعات و هدف امری مرسوم هستش. اگر بازدید کنندگان احساس کنند چیزی که به دنبال اون هستند رو نمیتونند در سایت شما پیدا کنند، احتمالا اونها سایت شما رو ترک خواهند کرد حتی اگر با یک تک کلیک بتونند به اون اطلاعات دسترسی داشته باشند. تحقیقی در این زمینه توسط UIE انجام شده که ثابت می کنه بازدید کنندگان به کنکاش و مرور حتی تا ۲۵ کلیک، تا یافتن نتیجه دلخواه ادامه خواهند داد. تحقیقات UIE همچنین ثابت کرده که میزان رضایت مشتریان هم هیچ ارتباطی با قانون ۳ کلیک نداره.

۵. افراد خیلی کمی با موبایل وب سایت ها را مرور می کنند. کاربران موبایل همیشه در حال حرکت هستند و حواسشان پرت است.

زمانی که صحبت از نرم افزارهای موبایل و وب سایت های واکنشگرا میشه، دو بحث مطرح خواهد شد. نخست، کاربران موبایل جای ثابتی ندارند و در حال حرکت از اینجا به آنجا فرض خواهند شد. دوم، اونها حواسشون جمع وبگردی نیست. در بیشتر موارد، این دو فرض مستقیما با هم در ارتباط هستند. کسی که در حال حرکت باشه حواسش هم به جای دیگری هست تا به موبایل. حقیقت امر اینه که در واقع هیچکدوم مورد نظر ما نیست.

۶۸% بازدیدها از صفحات وب توسط موبایل در منزل کاربر اتفاق می افتد. بیشتر تعاملات موبایلی با وب مثل خواندن مقاله و یا خرید، در منزل انجام می شود.

 

اجازه بدید راجع به مخالفت با فرض نخست بحث کنیم. در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۰) گوگل در تحقیقاتی گسترده ثابت کرد که بیشتر موبایل ها در خانه ها استفاده میشند. ۶۰% اگر بخوایم دقیق بگیم. مطالعات دیگری در ۲۰۱۲ توسط InsightsNow از طرف AOL نشان داد که ۶۸% وبگردی توسط موبایل در منازل انجام میشه. InsightsNow تماس، SMS، ایمیل رو از آمار جدا کرد. اما همانطور که فکرش رو می کنید، بازی، مرور نرم افزارهایی مثل اینستاگرام یا فیسبوک و سایر تعاملات با موبایل از قبیل خواندن مقاله یا خرید اینترنتی، بیشتر در منازل انجام میشه. ولی هنوز هم ما باید طراحی هامون رو همخوان با استفاده از موبایل در حرکت طراحی کنیم، در حال حاضر این روش، روش اصلی استفاده از موبایل نیست.

فرض بعدی راجع به حواس پرتی کاربران موبایل هستش. حواس پرتی همه جا هست. در حال کار، در حال تماشای تلویزیون، رانندگی و یا استفاده از موبایل. این یه حقیقت در زندگی هستش. فقط به خاطر اینکه یک نفر از موبایل به جای دسکتاپ استفاده می کنه به این معنی نیست که حواسش جمع نیست و حواسش بیشتر پرت میشه. بر اساس همون مطالعات گوگل که قبلا ذکر کردم، در ۶۷% مواقع، کاربران هنگام کار با دسکتاپ با ابزار و وسیله ی دیگری هم کار می کنند و در مقایسه، ۵۷% کاربران موبایل هنگام کار با موبایل، با وسیله ی دیگری کار می کنند.

۶. کاربردی بودن و عملکرد خوب وب سایت بدون پرداختن به زیبایی شناسی خوب و کافی است.

دان نورمن (Don Norman) یک کتاب کامل راجع به توضیح این موضوع که چطور احساسات و طراحی دست به دست هم  و به هم آمیخته هستند نوشته. دلیلش این هستش که کاربردی بودن در سطح عالی، برای یک شروع یک وب سایت عالی ضروری هستش ولی کافی نیست و نتیجه به اندازه کافی خوب نخواهد شد.  کتاب آقای نورمن حول محور شکل گیری ارتباطات عاطفی ایجاد شده توسط طراحی نگاشته شده.  احساسات و انرژی مثبت به فروش محصولات کمک خواهد کرد. مطالعات زیادی درباره اینکه چطور محصولات با جذابیت بیشتر در مقایسه با محصولاتی با طراحی ضعیف عملکرد بهتری دارند انجام شده. نیاز به توضیح اینکه ایجاد احساسات اولیه، به شدت به ظاهر وابسته هستش نیست.

از همه مهمتر، ظاهر و طراحی غالبا به اعتبار ارتباط داده خواهد شد. پروژه “اعتبار” دانشگاه استنفورد این مورد رو ثابت کرده. اونها مردم رو برای یافتن ارتباط اعتبار و طراحی با وب سایت های مختلف رو برو می کردند. اونها یافتند که ۴۶% مردم اعتبار یک سایت رو از روی ظاهر اون قضاوت می کردند. در ارتباط با مردم، پاسخ های احساسی نقش اساسی تری از کاربردی بودن ایفا می کنند. احساسات، انسانی هستش در حالی که کاربردی بودن تکنولوژیک. از این رو، یک طراحی ظاهری عالی و زیبایی شناسی یک مزیت رقابتی جدی و یک جلب کننده توجه مثل ماژیک های مارکر هستش. در نهایت زیبایی شناسی به افزایش کاربردی بودن همانطور که در کتاب دان نورمن، طراحی احساسی بهش اشاره شده کمک خواهد کرد.

۷. کاربران سایت شما خودشان خواهند گفت که چه چیزی نیاز دارند.

این یکی مورد مورد علاقه من هستش. پرسیدن نظر مشتریان و گرفتن بازخورد از اونها مهم هستش. دقیقا همانقدر مهم هستش که نظر و بازخورد اونها رو عینن (اً) اعمال نکنید. نوح(نواح) گلدِستین (Noah J. Glodstein) در این باره نوشته:

توانایی مردم در درک فاکتورهایی که روی رفتار آنها تاثیر گذار است به طور شگفت انگیزی ضعیف است!

 

و اون بیشتر از این نمیتونست موافق این قضیه باشه. این طرز تفکر برمیگرده به روزی که هنری فورد این جمله معروف رو گفت: “من اگر از مردم بپرسم که چی میخوان، اونها پاسخ میدن اسب های سریعتر.” این بخاطر این هستش که مردم در توضیح دادن الگوی رفتاری، قصد و نیت و پیش بینی رفتار خودشون بد هستند. این پدیده با نام توهم درون نگری در علم روانشناسی شناخته میشه. اشکالی نداره، من هم در این مورد بد هستم.

دلیل دیگر اینکه چرا گوش دادن کورکورانه شما رو به دردسر می اندازه این هستش که مردم بیشتر فقط راجع به راه حل مشکلاتی که احتمال داره با اونها برخورد کنن صحبت می کنند. به عنوان یک طراح اطمینان دارم که شما حتمن (اً) و ۱۰۰% از این قبیل بازخوردهای طراحی از مشتری گرفتید که “فونت این متن رو بزرگ تر کن” بدون اینکه دلیلی برای چرایی این کار داشته باشند. ممکن هستش خواندن نوشته ی کوچک برای مشتری سخت باشه یا اینکه احساس کنند که اندازه قلم کوچکتر باعث کاهش توجه به متن مورد نظر در اون قسمت از طراحی خواهد شد. دقیقا این موارد از بازخوردهای کاربران خواهد آمد. همانطور که گفتم، مهم هستش که به صحبت های مشتری و کاربران گوش بدیم. اما، مهم تر از اون این هستش که در ابتدا متوجه مشکل اصلی بشیم. تحقیقات بیشتری بر اساس بازخورد، درخواست و یا شکایات مشتریان برای یافتن اینکه اصلا مشکل چی میتونه باشه انجام بدید، و مشکل رو حل کنید تا اونها رو با نظرات خودشون تنها بگذارید.

نتیجه گیری

هنوز تعداد زیادی از اشتباهات و فرضیات اشتباه در طراحی سایت در دنیای وب وجود داره. اینهایی که گفتم ۷ تا از اصلی ترین  اونها بودند که من می بینم که اغلب طراحان (بیشتر تازه کارها و دانشجو های بی تجربه) بهشون وفادار هستند! ما همه در اون نقطه بودیم. روزی من هم در اون نقطه بودم. این مهم هستش که بدونید فرضیات ذکر شده بی پایه و اساس هستند و باید با هوش و تدبیر ازشون گذشت و اونها رو رد کرد. خوشبختانه، افشای این ۷ مورد میتونه به شما کمک کنه تا انتخاب های بهتر و هوشمندانه تری در طراحی داشته باشید.

به نظر شما کدامیک از این فرضیات درست هستش و کدامیک اشتباه؟

نظر شما راجع به سایر اشتباهاتی که به صورت روزمره در طراحی ها مشاهده می کنید چیست؟

اگر چیزی رو از قلم انداختیم شما در بخش دیدگاه ها اونها ذکر کنید.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

برای شروع ایده‌ای دارید؟

ما به همکاری با شما برای پیاده سازی ایده هایتان علاقمندیم. شما می توانید برای آگاهی از تعرفه های طراحی سایت پرشین وب از فرم محاسبه تعرفه طراحی سایت استفاده کنید و یا از خدمات مشاوره رایگان پرشین وب استفاده کنید.

مشاوره و تعرفه ها